Website TemplatesJoomla TemplatesWeb Hosting
سرخط اخبار
خانه مقاله ادبيات

"نیلوفر" یعنی شکفتن معنوی

نیلوفر یعنی شکفتن معنوی، زیرا ریشه‌هایش در لجن است و با این حال به سمت بالا و آسمان می‌روید، از آب‌های تیره خارج می‌شود و گل‌هایش زیر نور خورشید و روشنایی آسمان رشد می‌کنند.

 

 


فراز و فرودهاي يك جشنواره

همشهري -  رحيم عبدالرحيم‌زاده: اگر بخواهيم نگاهي منصفانه به جشنواره بيست‌وهشتم داشته باشيم بايد بگوييم جشنواره امسال با فراز و‌نشيب‌ها، نقص‌ها و قوت‌ها و نقاط اوج و فرود فراواني روبه‌رو بوده است.


 

«نقد ساختارگرایانه هنر» بررسی شد


سیزدهمین شماره «پژوهشنامه فرهنگستان هنر» ویژه تابستان 1388 با موضوع « نقد ساختارگرایانه هنر»، منتشر شده است.

مهر: پژوهشنامه این فرهنگستان به صورت فصلنامه و پژوهش‌های میان رشته‌ای هنر و ... منتشر می‌شود. این فصلنامه در دو بخش ارائه شده است. بخش نخست به مقاله‌ای از اصغر فهیمی فر با عنوان « تحلیلی زیبایی‌شناسانه از برنامه‌های مذهبی تلویزیونی» اختصاص دارد. این مقاله ضمن مطالعه زیبایی‌شناختی برنامه‌های مذهبی تلویزیونی و مقایسه آن با برنامه‌های مشابه غیر ایرانی، ضرورت ابداع و ساخت گونه‌های جدید تلویزیونی را برای مضامین «دعا و نیایش» پیشنهاد می‌کند. «موسیقی و راز باوری» نوشته نیک زنگویل، ترجمه هادی ربیعی، مقاله‌ای دیگر در این بخش است.

در بخش «نقد نامه» ابتدا به نقد ساختارگرایانه هنر، که یکی از مهم‌ترین و جدی‌ترین نظریه‌ها و نقدها در حوزه علوم انسانی قرن بیستم، محسوب می‌شود، پرداخته شده است.

 

ادبيات ايران در هفته يي که گذشت

مرضيه رسولي

در رمان «وجدان زنو» در همان صفحات اولش که راوي دارد شرح سيگاري شدن خودش را مي دهد و کابوسي به نام «ترک سيگار»، مادر راوي، او را حوله پيچ کرده و خوابانده روي کاناپه و خودش مشغول خياطي است. اتاقي که راوي تويش خوابيده اتاق بزرگ و خنکي است که بعدها حرص جا و مکان باعث مي شود از آن دو اتاق درست شود. پدر راوي به محض اينکه وارد خانه مي شود، مادر را صدا مي زند و به او مي گويد فکر مي کند ديوانه شده. چون مطمئن است نيم ساعت قبل سيگار نيمه تمامش را روي لبه ميز گذاشته و حالا مي بيند نيست. مي گويد احساس مي کند يک جايي از حافظه اش خوب کار نمي کند يا اينکه رفته رفته دارد حافظه اش را از دست مي دهد. مادر لبخند مي زند و به او مي گويد اين خيلي عجيب است چون بعد از ناهار هيچ کس وارد اين اتاق نشده است. پدر مي گويد براي همين است که فکر مي کند ديوانه شده و از اتاق بيرون مي رود. راوي لاي چشم هايش را باز مي کند و به مادرش نگاه مي کند که خياطي را از سر گرفته اما لبخندي که علتش ترس بي مورد پدر براي ديوانه شدن است، همچنان بر لبش است. تصوير داستان را توي ذهن تان مي سازيد. آن اتاق بزرگ و خنک را توي ذهن تان تجسم مي کنيد که شايد بي شباهت به اتاق بزرگي که عينش را جايي ديده ايد نباشد. براي راوي و مادر و پدرش قيافه يي درست مي کنيد و هرجا حرفي از آنها مي شود قيافه يي که ساخته ايد مي آيد توي ذهن تان. حالا وقت گفتن اين جمله نخ نما شده است که به اندازه آدم هايي که يک داستان را مي خوانند براي آن داستان تصوير ساخته مي شود و اين خاصيت ادبيات است. در سينما و تئاتر با يک تصوير قطعي مواجه هستيد. دست تان براي اينکه تصور کنيد لبخند مادر راوي وقتي داشت خياطي مي کرد چه شکلي بود و چه کيفيتي داشت و اين لبخند چقدر چين به گوشه لب ها و چشم هايش اضافه کرده بود و آيا وقتي مي خنديد دندان هايش پيدا بود يا نه، بسته است. اين لبخند را با قطعيت توي تلويزيون، روي پرده سينما و صحنه تئاتر مي بينيد اما در ادبيات آزاديد آدم ها را با قيافه يي تصور کنيد که تمام و کمال مال خودتان است. مي توانيد آزمايش کنيد. توي جمعي که همه «وجدان زنو» را خوانده اند از آدم ها بخواهيد تصوير خودشان را از آن اتاق بزرگ و خنکي که راوي در آن خوابيده بود، توضيح دهند. يعني چيزهايي از اتاق که در داستان نيامده اما شما وقت خواندنش تصور کرده ايد مثلاً پنجره هاي بزرگ و نورگيرش يا پرده هاي توري سفيدش که باد تکان شان مي دهد يا کف چوبي اتاق را. شايد يکي از دلايلي که از فيلم هايي که از يک رمان اقتباس کرده اند راضي نيستيم و به نظرمان فيلم ها هميشه ضعيف تر از داستاني هستند که توي کتاب نوشته شده اند همين باشد. قطعيتي درباره تصوراتمان و تصويرهايمان مي دهند که دوست نداريم و فکر مي کنيم از آنچه بايد باشد، دور است.

کتاب هاي تازه

کتابفروشي ها پر شده اند از تقويم هاي ريز و درشت سال 1389 . دوسه هفته پيش بود که محسن پرويز از رئيس کل گمرک ايران خواست از ورود تقويم هاي خارجي به ايران جلوگيري شود. به خاطر اينکه چين هر سال تقويم ايراني توليد مي کرده و به اقتصاد داخل خسارت مي زده.

جشنواره هاي مختلف فجر دارد شروع مي شود و شايد براي همين است که ناشران فکر مي کنند بهمن ماه خوبي براي چاپ کتاب نيست و روي پيشخوان تازه ها پر نيست از کتاب هاي تازه، اما اسفند حتماً ماه ديگري است.

«در قلمرو مرگ» ترجمه رضا نجفي و پريسا رضايي که نشر چشمه منتشر کرده، داستان هاي هول و هراس آور از نويسندگان مختلف از جمله ادگار آلن پو، توماس مان، هاينريش بل، ريلکه، بالزاک، چارلز ديکنز و 14 نويسنده ديگر است. پشت جلد کتاب نوشته «در قلمرو مرگ» برگزيده يي از بهترين داستان هاي گوتيک جهان شمرده مي شود که مرکزيت خود را مضمون مرگ قرار داده است. قيمت کتاب 4600 تومان است.

«لطيف است شب» رماني از اسکات فيتزجرالد است ترجمه اکرم پدرام نيا که نشر قطره منتشر کرده. قبلاً از اين نويسنده «گتسبي بزرگ» با ترجمه کريم امامي منتشر شده بود. منشاء «لطيف است شب» کمي تا قسمتي زندگي شخصي فيتزجرالد وهمسرش زلدا است که يک زندگي معمولي و آرام نبوده. «لطيف است شب» اول به صورت پاورقي در يک مجله ادبي در سال 1934 چاپ شد. اين رمان در فهرست صد رمان برتر قرن بيستم در رده بيست و هشتم است. يعني قاعدتاً بايد شاهکار باشد. قيمتش 8500 تومان است.

«اين ساندويچ مايونز ندارد» داستان کوتاه هايي از سلينجر را قبلاً نشر افراز منتشر کرده بود و حالا با ترجمه ديگري به بازار آمده. اين بار سارا آرامي و مرجان حسني راد ترجمه اش کرده اند و نشر افق با جلد گالينگور چاپش کرده که به خاطر همين جلد قيمت اش 5500 تومان است. «اين ساندويچ مايونز ندارد» شامل 10 داستان کوتاه سلينجر است که در نشريات مختلف چاپ شده بود. نشسته بر لبه وانت بار/ (هشت يا 9 ساله؟)/ در جمع اعضاي خانواده/ پدر/ مادر/ و پنج خواهر او/ در خوابند/ سرش ميان دستانش/ ابرهاي همه عالم/ در چشمانش مي گريند/ مرد بالابلند عرق از پيشاني مي سترد/ و کندن هفت قبر را مي آغازد. «باقي مانده وطنم» گزيده شعر عراق معاصر است که فريده حسن زاده گردآوري و ترجمه کرده و ناشرش انتشارات نگاه است. خيلي از اين شعرها واکنشي بوده اند به حمله امريکا به عراق در سال 2003 که دانشگاه ميشيگان آنها را در يک کتاب گردآوري و چاپ کرده است. قيمت کتاب 4000 تومان است.

«پرسه زير درختان تاغ» داستاني از علي چنگيزي است که نشر ثالث منتشر کرده. «تاغ» درختي است که فقط در مناطق کويري مي رويد. داستان اين کتاب براساس ديالوگ پيش مي رود و چند راوي اول شخص دارد. در داستان «پرسه زير درختان تاغ» زمان شکسته مي شود و راوي ها چند ماجرا را که به طور موازي اتفاق مي افتند، روايت مي کنند. قيمت کتاب 4500 تومان است. «شبي که ستاره اش را گم کرده بود» 10 داستان از ناهيد کبيري است که ثالث منتشر کرده. کبيري درباره داستان هاي اين مجموعه گفته؛ «در اين داستان ها، تخيل، سايه يي بر واقعيت است؛ و در واقعيت هايي که داستان از آنجا شروع مي شود، تخيل بخش پررنگ تري دارد.» قيمت کتاب 2200 تومان است. «رقص زمين» به کارگرداني حسين پاکدل تئاتري بود که چند هفته پيش به روي صحنه رفته و حالا نشر ثالث نمايشنامه اش را هم چاپ کرده است.

روزي روزگاري جايزه داد

برگزار کنندگان جايزه ادبي روزي روزگاري بعد از اينکه چند بار مراسم پاياني را به دليل نداشتن مکاني براي برگزاري آن به تعويق انداختند، تصميم گرفتند به جاي برگزاري مراسم، نتايج جايزه را به صورت بيانيه اعلام کنند. سعيد طباطبايي جانشين دبير جايزه که به جاي مديا کاشيگر آخر بيانيه را امضا کرده، درباره مشکلات مختلفي که جايزه براي برگزاري مراسم نهايي داشته توضيح داده و نوشته که چطور برگزار کنندگان مجبور بوده اند هربار لغو مراسم را به علت «پاره يي مشکلات فني» به اطلاع علاقه مندان به ادبيات برسانند؛ «مشکلات فني که قرار بود تا اوايل دي ماه برطرف و امکان برگزاري اين جايزه به صورت رسمي و آزاد به وجود آيد. اما به نظر مي رسد اين «مشکلات فني» تا کنون مرتفع نشده و با توجه به شرايط حال حاضر کشور به اين زودي ها نيز مرتفع نخواهد شد.» برندگان جايزه روزي روزگاري در بخش رمان «بيژن و منيژه» نوشته جعفر مدرس صادقي، در بخش مجموعه داستان «برف و سمفوني ابري» نوشته پيمان اسماعيلي، در بخش ادبيات نمايشي «پاتوغ اسماعيل آقا» نوشته محمد چرمشير، در بخش اثر داستاني غيرايراني «موسيقي شانس» نوشته پل استر و ترجمه خجسته کيهان هستند. اين جايزه از رضا قيصريه، مشيت علايي و ابراهيم حقيقي هم تقدير کرد. نظرسنجي از نخبگان غيرنويسنده به دليل پراکندگي آرا و پاسخگويي اندک اين قشر هيچ برگزيده يي نداشت اما در نظرسنجي از کتابفروشان دو کتاب «خاله بازي» نوشته بلقيس سليماني و «پري فراموشي» نوشته فرشته احمدي با راي مساوي برگزيده شدند. جايزه روزي روزگاري قرار بود از پل استر براي حضور در مراسم پاياني دعوت کند. مديا کاشيگر به پل استر نامه نوشته و گفته بايد جايزه روزي روزگاري در بخش رمان غيرايراني را به دستش برساند. کاشيگر گفته از يک مقام امنيتي جويا شده که آيا مشکل براي ورود استر هست يا نه و موافقت تلويحي را براي صدور رواديد او گرفته بود اما تحول اوضاع چيز ديگري خواست. پل استر هم به نامه کاشيگر پاسخ داده است. محسن پرويز قبلاً گفته بود برنامه وزارت ارشاد حمايت از جايزه هاي ادبي خصوصي است.

نامزدهاي گلشيري

جايزه گلشيري که تصميم گرفته يک سال در ميان برگزيدگان مجموعه داستان و رمان را اعلام کند امسال را به مجموعه داستان اختصاص داده و هفته پيش نامزدهاي خود را معرفي کرد. در بخش مجموعه داستان از نويسندگاني که پيش تر در ايران مجموعه داستان منتشر کرده اند پيمان اسماعيلي با «برف و سمفوني ابري»، حامد حبيبي با «آنجا که پنچرگيري ها تمام مي شوند»، حميدرضا نجفي با «ديوانه در مهتاب»، فريبا وفي با «در راه ويلا» و در بخش مجموعه داستان اول حامد اسماعيليون با «آويشن قشنگ نيست»، مرجان بصيري با «شهر يک نفره» و پدرام رضايي زاده با «مرگ بازي» نامزد شده اند. بنياد گلشيري اميدوار است کار داوري تا اواسط اسفندماه به پايان رسد و در مراسمي برندگان اعلام شوند. از ميان خبرگزاري هاي مختلف فقط ايسنا خبر نامزدهاي نهمين دوره جايزه گلشيري را روي سايتش گذاشته بود.

لزوم به کارگيري دستگاه دروغ سنج

بعد از جنجال هاي جايزه جلال آل احمد حالا نوبت جشنواره شعر فجر است. جايزه جلال آن همه حرف و حديث داشت و در نهايت برنده يي در بخش ادبيات داستاني معرفي نکرد و هيچ خيري به ادبيات نرساند و حالا بايد بنشينم به تماشاي دعواهاي جايزه شعر فجر. بعد از اينکه عبدالجبار کاکايي و سهيل محمودي و ساعد باقري خبر داوري خود را در اين جايزه تکذيب کردند، دبيرخانه جشنواره اعلام کرد؛ «تاکنون اسامي داوران جشنواره شعر منتشر نشده است و طبق توافق صورت گرفته با داوران مقرر شده اسامي بعد از اختتاميه جشنواره اعلام شود. همچنين بنابر اعلام دبير محترم علمي چهارمين جشنواره بين المللي شعر فجر، مرتضي اميري اسفندقه هيچ مذاکره يي با آقايان ساعد باقري، عبدالجبار کاکايي و سهيل محمودي در خصوص پذيرش داوري جشنواره شعر فجر صورت نگرفته و اسامي آنان در فهرست پيشنهادي براي عضويت در هيات داوران نيز نبوده است. لازم به توضيح است تعداد استادان و شاعران متعهد و صاحب نام آنقدر هست که نيازي به دعوت از افراد بي علاقه به داوري نباشد.» اما سهيل محمودي به خبرآنلاين گفته از دفتر جشنواره با شاگردان او تماس گرفته اند و با وعده حضور محمودي، باقري و کاکايي آنها را به شرکت در اين جشنواره ترغيب کرده اند. ديگر وقتش است براي جايزه هاي ادبي کارآگاهي استخدام شود که مو را از ماست بکشد بيرون يا اينکه از دستگاه دروغ سنج استفاده شود. سهيل محمودي خطاب به دبير چهارمين جشنواره شعر فجر گفته؛ «آقاي دبير اگر خيلي دلتان براي شعر اين مملکت مي سوزد و دلتان مي خواهد کاري براي ادبيات بکنيد، کتاب مرا که از سال گذشته در محاق مانده از توقيف وزارت ارشاد دربياوريد. مثل هميشه کسي توضيح درستي درباره دليل توقيف اين کتاب نمي دهد و باز مثل هميشه دست مان به جايي بند نيست. نمي دانم چطور ممکن است بر اساس سليقه کساني که بيمار و کم مايه اند، برچسب غيراخلاقي بودن به اشعار من بچسبانند. کتاب شعر من يک سال در وزارت ارشاد مانده در حالي که هيچ دليل قانع کننده يي براي غيراخلاقي بودن آن وجود ندارد.»

قهر از جلسه

موسوي گرمارودي که سرگروه داوران جشنواره شعر فجر است در دومين نشسته ماهانه «ديدار ماه» هنگام شعرخواني فاطمه راکعي جلسه را به نشانه اعتراض ترک کرده است. به گزارش خبرآنلاين فاطمه راکعي که عضو جبهه مشارکت است به خواندن شعري پرداخت که فتنه پس از انتخابات را به نحوي جانبدارانه انعکاس مي داد.

آيدا در آينه

ناشر آثار شاملو مدعي است پس از سال ها همکاري با احمد شاملو قلم او را مي شناسد و با توجه به اين شناخت اعتقاد دارد برخي از سنجش هاي متن ارائه شده از سوي وي براي انتشار جلد دوازدهم کتاب کوچه، زاييده ذهن و قلم شاملو نيست.

مهرزاد کاظم زاده مدير انتشارات مازيار و ناشر آثار شاملو با ايلنا مصاحبه کرده و گفته دليل منتشر نشدن جلد 12 کتاب کوچه، وجود اختلاف بين او و آيدا سرکيسيان است. او در مورد جلد 12 کتاب کوچه گفت؛ ماجرا از اين قرار است که مدت ها قبل خانم سرکيسيان نسخه هاي اوليه يي که براي جلد دوازدهم اين مجموعه در نظر گرفته بود به من تحويل داد و من در همان خوانش نخست متوجه شدم آيدا خودش برخي از فيش هاي ناقص مانده شاملو را تکميل کرده است.

مدير انتشارات مازيار گفت؛ پس از اعلام نظر و تصميم به آيدا قرار شد نسخه هاي موردنظر را در اختيار چند متخصص و کارشناس که با آثار و شخصيت شاملو آشنا هستند، گذاشته شود تا آنها نظر خود را بگويند که اين پيشنهاد ابتدا از سوي خانم سرکيسيان پذيرفته شد ولي بعدها از آن شانه خالي کردند. ناشر آثار شاملو در ادامه معوق ماندن انتشار اين اثر از شکايت هاي آيدا سرکيسيان و ع. پاشايي با هدف تفويض حق انتشار اين مجموعه از انتشارات مازيار خبر داد و گفت؛ دادگاه با توجه به اسناد قرارداد من و شاملو به آنها راي منفي داد و پس از آن درخواست دادگاه تجديدنظر کردند که من پيشاپيش مطمئن هستم باز هم تلاش آنها بي نتيجه خواهد ماند. کاظم زاده با تقبيح عملکرد همسر شاملو معتقد است اگر ايشان به نوشتن علاقه دارد و خود را در حد و اندازه هاي چاپ کتاب مي داند، مي تواند به اسم خودش کتاب چاپ کند، نه اينکه از آبرو و شهرت همسرش استفاده کند.

صداي يک روز ديگر

انتشارات کاروان در ادامه انتشار کتاب هاي صوتي خود، رمان «يک روز ديگر» ميچ آلبوم را تبديل به سي دي کرده با صداي ميکائيل شهرستاني بازيگر تئاتر. ميچ آلبوم نويسنده پرفروش در امريکاست که قبلاً همين ناشر اين کتاب را با ترجمه گيتا گرکاني چاپ کرده بود. کاروان قبلاً کتاب هاي صوتي از پائولو کوئيلو و جبران خليل جبران را منتشر کرده بود.

 

نوشتن براي کيست

 

به بهانه انتشار ويراست جديد کتاب ادبيات چيست



فرشته نوبخت

بهانه نوشتن اين يادداشت براي من، در واقع گفت وگويي بود که با دوست گرامي و فرهيخته يي درباره تعهد در ادبيات و خط کشي هاي مربوط به آن داشتيم که همزمان شد با خوانش من از کتاب «ادبيات چيست» اثر ژان پل سارتر با ترجمه ابوالحسن نجفي و مصطفي رحيمي، که به تازگي هم ويراست جديدي از آن به همت انتشارات نيلوفر به بازار آمده است. ويژگي خوانش اين کتاب در اين است که ضمن اينکه سوالات زيادي در ذهن مخاطب ايجاد مي کند، به برخي از آنها هم پاسخ مي دهد. به هرحال شکي نيست که ادبيات آينه تمام نماي فرهنگ، آداب و رسوم و باورهاي مردم هر جامعه يي است. در حالي که مطلقاً مربوط به يک جامعه خاص و کوچک، يا محدود به يک زمان و برهه معين نمي شود، بلکه به جامعه بزرگ تر انساني وابسته است و به جهاني که متعلق به همه انسان هاست، که گاه حتي عروجي فراتر از تاريخ دارد. در حقيقت ادبيات انعکاس درد و رنج است، انعکاس شادي و دلخوشي و در هر صورت حامل اميد است؛ اميدي که هر نفسي را که مي رود، ممد حيات مي کند تا چون برآيد مفرح ذات شود. اميدي که با مرگ به رقابت برمي خيزد تا دست کم نويسنده را قبل از آنکه بميرد، زنده نگه دارد. و اوج اين اتفاق وقتي است که اتفاقات و حوادث تاريخي و اجتماعي سر از متون ادبي و روايات داستاني در مي آورند و به صورت روحي زنده و ناميرا در کالبد شخصيت ها و در جريان داستان ها حلول مي کنند. فرق اين رويداد با آنچه در سير و روند تاريخ نگارانه اتفاق مي افتد در همان روحي است که معني و مفهوم حوادث را، بي هيچ پيشداوري يا تحليل مغرضانه يي پررنگ و قابل تامل مي کند و در لايه يي پنهان و نامرئي همه چيز را به چالش و پرسش مي کشاند.

به اين ترتيب نمي توان هيچ محدوديتي براي نوشتن و براي ادبيات و براي ثبت واقعيت هاي تاريخي و اجتماعي و حتي واگويه هاي عاطفي در دل روايات داستاني قائل شد، نمي توان ادبيات را محدود، بي تعهد و مبرا از آرا و عقايد آدمياني دانست که آن را خلق مي کنند يا سر از آن درمي آورند، نمي توان آن را فاقد پژواک اجتماع و نيز انديشه و نظرات جامعه يي دانست که از دل آن متولد مي شود. همان قدر که نمي توان براي آن «نقشي بي طرفانه و فارغ از جامعه و از وضعيت بشري ترسيم کرد» و آن را سترون و مطلق و مستقل فرض کرد. اگرچه هستند کساني که ماهيتي مستقل براي ادبيات قائل هستند و در آن به دنبال آرامش و سکوني هستند که نتيجه آن فراغت است. فراغت از روزمرگي و همان درد و رنجي که از آن سخن رفت. اين گونه افراد هيچ رسالت يا تعهدي براي ادبيات قائل نيستند و معتقدند هرگز نبايد در ادبيات به جست وجوي معنا و مفهوم خاصي بود، حتي اگر متن ادبي تهي از معني هم نباشد و حتي اگر معاني، ناخودآگاه و به خودي خود از دل آن بجوشند. گاهي گروهي از اين افراد ادبيات را قائل به خط کشي هاي خاصي هم مي کنند و خروج و عدول از آن مرزها را براي ادبيات سخيف و حتي بي ارزش مي دانند. آنها معتقدند ادبيات ادبيات است، نه متن روانشناختي، فلسفي يا اجتماعي تا در آن به دنبال جهان بيني، چيستي و چرايي و معنا بود. بخش بزرگي از اين عقايد راه به ترويج ادبيات عامه پسند و بازاري و سرگرم کننده و گاه حتي مبتذل مي برد. اينکه چقدر از اين آرا و نظرات قابل قبول است و چه حد آن منحط و سطحي، بحث مفصلي مي طلبد که مجال پرداخت همه جانبه به آن در اين گفتار نيست. اما ژان پل سارتر در کتاب «ادبيات چيست»، پاسخ بسياري از اين سوال ها را داده است و البته قبل از اينکه پاسخ بدهد، نوشتن را و الزام آن را به چالشي بحث برانگيز کشانده است. سارتر در بخشي از کتاب «ادبيات چيست» مي آورد؛ «نويسنده متعهد مي داند که سخن همانا عمل است؛ مي داند که آشکار کردن تغيير دادن است و نمي توان آشکار کرد مگر آنکه تصميم بر تغيير دادن گرفت...با مهر و کين و خشم و ترس و شادي و برآشفتگي و ستايش و اميد و نوميدي است که انسان و جهان در حقيقت خود بر يکديگر آشکار مي شوند.» آنچه سارتر مي گويد لزوم ورود انديشه به حوزه ادبيات است از نوعي که خود به آن معتقد بوده. ضمن اينکه او معتقد است هيچ نويسنده يي براي خودش و براي دل خودش نمي نويسد و اگر چنين کند، هرگز اثرش «به صورت عين خارجي» تجلي پيدا نمي کند و قابل عرضه نيست. اين در حالي است که نوشتن و خواندن مستلزم يکديگرند و دليل آن هم اين است که در واقع «خواندن هر اثري ترکيبي است از ادراک و آفرينش» چرا که هدف نهايي هنر، در معرض تماشا قرار دادن يا به عبارتي کشف و شهود است. به عبارتي ديگر، نويسنده کسي است که «جهان را به تملک خود درمي آورد تا آن را چنان که هست در معرض تماشا قرار دهد». اما به گونه يي که از ذهني آزاد و رها از قيد و بند سرچشمه بگيرد. چنين کشف و شهودي جز در نظر شخص بيننده- و در اينجا يعني خواننده- معني نمي يابد. پس بايد پذيرفت نوشتن در عين حالي که «آشکار کردن جهان است»، «عرضه کردن آن» هم هست، آن هم به خواننده يي که شعور و درک او بازتابي بر معنا و عمق متن ادبي و داستان خواهد داشت.

در ادامه سارتر با طرح اين سوال که «نوشتن براي کيست»، مي آورد؛ «نويسنده مصرف کننده است نه توليدکننده، ولو تصميم گرفته باشد که با قلم خود به منافع جامعه خدمت کند. آثار نويسنده بي موجب و غيرضروري است.» و بعد ادامه مي دهد که از همين رو هم هست که نمي توان هيچ قدر و قيمتي روي آثار ادبي قرار داد در حالي که آثار ادبي از زاويه يي ديگر نامفيد و غيرسودمند هستند، چرا که به نوعي انعکاسي از ارزش هاي مستقر در هر جامعه هستند. سارتر با اشاره به اينکه نويسنده تصويري از جامعه پيش روي آن جامعه قرار مي دهد و آن را ناگزير به پذيرش و به تبع آن، تغيير و تحول مي کند، اعتقاد خود را در خطرناک بودن نوشتن در ذات خود بيان مي کند و در تبيين چنين خطري شرح مي دهد که چگونه در هر جامعه يي صداي نويسنده مي تواند پژواکي از اعتراضات همه افراد آن جامعه باشد. آنچه سارتر مي گويد در واقع به اين معني نيز مي تواند باشد که ادبيات انعکاسي گريزناپذير از تاريخ و پيامدهاي وقايع تاريخي و اجتماعي است و اينچنين است که نويسنده يا روح نويسنده در هر لحظه از تاريخ، درگير ناآرامي و شوربختي ابدي است. به تعبيري ديگر، آنچه سارتر در راستاي ادبيات متعهد به آن اشاره مي کند معاني و دلالت هايي است که نويسنده در رهگذر نوشتن با آن سر و کار دارد. دلالت هايي که هرچند خاستگاه آن اجتماع و تاريخ و انسان است، اما ريشه در «تفکر» و «انديشه» دارد. در حقيقت سارتر معتقد بود؛ «نويسنده هنگامي متعهد است که بکوشد از تعهد روشن ترين و کامل ترين آگاهي را حاصل کند، يعني هنگامي که هم براي خود و هم براي ديگران، تعهد را از مرحله خودبه خودي و بي واسطه، به مرحله يي از تفکر و شعور انعکاسي، يعني ادراک و شعور به ادراک برساند.» سارتر در نهايت با يک جهش ايده آليستي، از جامعه بي طبقه و بي استبداد و بي سکوني مي گويد که در آن «ادبيات به مرحله يي از خودآگاهي، آزادي گفتار و آزادي کردار مي رسد»، و آن جامعه يي است که پيوسته خود را بازمي سازد و خود را محاکمه مي کند تا دگرگون و متحول شود. به عبارت ديگر، در وراي استقلالي که براي ادبيات به عنوان پديده يي واحد و قائم به ذات وجود دارد، نمي توان منکر ارتباط آن با سنت، فرهنگ، تاريخ، سياست و اجتماعي شد که در آن نگاشته مي شود. به همان اندازه که نمي توان واقعيت انعکاس و بازتاب عيني همه اينها را، و همچنين حقيقت قدرت و توانايي ادبيات را در تحول و دگرگوني اجتماعي ناديده گرفت. بنابراين بيراه نيست اگر دست کم يک بار، اما جدي، از خودمان بپرسيم؛ وقتي از ادبيات حرف مي زنيم، در واقع داريم از چه چيزي صحبت مي کنيم؟

 

منبع : اعتماد

 
مطالب بیشتر...
بنر
يادداشت


در حرا چه گذشت؟
موسوي گرمارودي: در غار حرا نشسته بود، چشمان را به افق‌های دور دوخته بود و با خود می‌اندیشید. صحرا، تن ...

آیا "مسلمان سکولار" ممکن است؟
آرش نراقي: ادعای من در این نوشتار آن است که مسلمانی با فضیلت "رواداری برمبنای احترام متقابل" قابل جمع است، و از ...

فرمان علیهِ فهم
محمد متجهد شبستري: وقتی پای علوم انسانی به ایران باز شد حاکمیت مطلقه فرمان رقیب خطرناکی پیدا کرد، آن رقیب چیزی ...

نقد شبیه سازی تاریخی
علي زمانيان: تاریخ، همواره یکی از آموزگاران بزرگ انسان بوده است. تاریخ، مجموعه ی تجربه ی زیسته ی انسان هایی ...

اخلاق دشمنی
ابوالقاسم فنايي: شاید بتوان ادعا کرد که اصل نخستین و بنیادینِ اخلاق دشمنی، اصل عدالت و انصاف و وجوب عدالت ...

عقیده پرستی
مصطفي ملكيان: به محض اينكه احساس كنيم كه خوش نداريم يكي از عقايدمان در بوته تفكر نقدي واقع شود و / يا به ادلّه و ...

تصوير تصادفي
lightning-over-the-capital-.jpg