|
شيخ عبدالعزيز عوده، روحاني برجسته فلسطين نيز گفته است: «انقلاب خميني(ره)، مهمترين و جديترين تلاش در بيدارسازي اسلامي... ملتهاي مسلمان بود.» بنابراين، موجوديت و هستي سياسي جنبشهاي سياسي اسلامي به انقلاب اسلامي وابسته است. اين امر زمينههاي لازم براي تاثيرپذيري جنبشهاي اسلامي را فراهم آورده است.
انقلاب اسلامي ايران و تاثير آن بر جنبشهاي سياسي معاصر و پيامدهاي معرفتي آن انقلاب وجودی
دكتر علي بدرقه- روزنامه فرهيختگان:
انقلاب اسلامي از انقلابهايي است كه حركت و آثارش در چارچوب مرزهاي يك كشور خلاصه نميشود، بلكه ديدگاهي فراملي دارد. انقلاب اسلامي ايران تنها براي بهبود وضع معاش مردم شكل نگرفت، بلكه فراتر از اين، يك ماهيت ارزشي و ديني دارد و از اين رو، اساسيترين وصف انقلاب ايران، «اسلامي» بودن آن است.
بسياري از صاحبنظران و پژوهشگران، معتقدند انقلاب اسلامي ايران يكي از عوامل مهم و تاثيرگذار در پيشبرد روند بيداري و آگاهي مسلمانان و افزايش فعاليتهاي موثر اسلامي در جوامع مسلمانان بوده است. از اين رو، در مقاله حاضر برخي از اين آثار ازجمله وجوه مشتركي كه در زمينه تاثيرگذاري متقابل انقلاب اسلامي و جنبشهاي سياسي اسلامي معاصر را فراهم ميآورد و به بازتاب انقلاب اسلامي در بعد سياسي و فرهنگي بر جنبشهاي سياسي اسلامي معاصر ميپردازيم.
اقبال لاهوري در كتاب « فلسفه خودي» پيشبيني ميكند تهران در آينده قرارگاه مسلمانان خواهد شد. پس از انقلاب اسلامي نيز... ايران بهصورت امالقراي دارالسلام درآمد.
ايران حتي ميتواند به علت موقعيت منحصربهفرد و منابع عظيم و بيپايان انرژي، ابزار فرهنگي و اعتقادي نيرومند به مركز ساماندهي تمدن نوين اسلامي درآيد، زيرا انقلاب اسلامي ايران، «در پيدايش، در كيفيت مبارزه و در انگيزه و... از ساير انقلابات جدا است.» و ميتواند در پيامدها و دستاوردها نيز، متمايز و پيشروتر از ساير انقلابات باشد، اين ويژگيها، ريشه در دين و باورهاي برخاسته از مذهب دارد.
انقلاب اسلامي ايران برآمده از مذهب است و اين انقلاب برآمده از مذهب هم، به احياي دين و تجديدحيات اسلام در ايران و جهان مدد رساند.
يكي از ابعاد آن، تولد و تداوم جنبشهاي سياسي اسلامي معاصر در دو دهه اخير است. اين مقاله درصدد است، به اين سوالاتي كه در اين خصوص مطرح ميشود پاسخ گويد، ازجمله اينكه؛ علت تاثير انقلاب اسلامي ايران بر جنبشهاي سياسي اسلامي معاصر چيست؟ تاثيرات آن بر حركتهاي سياسي اسلامي معاصر چگونه است؟ ميزان تاثيرگذاري آن بر نهضتهاي سياسي اسلامي چقدر است؟ و... .
درخصوص بسترهاي تاثيرپذيري جنبشهاي اسلامي از انقلاب اسلامي ايران در پاسخ به اين سوال كه چرا انقلاب اسلامي ايران بر جنبشهاي سياسي اسلامي معاصر تاثير گذاشت ميتوان به موارد مشترك فراوان موجود بين انقلاب اسلامي ايران و جنبشهاي سياسي اسلامي معاصر اشاره كرد. اين وجوه مشترك، تاثير متقابل انقلاب اسلامي معاصر را فراهم آورد. انقلاب اسلامي و جنبشهاي اسلامي داراي دشمن مشترك هستند. اين دشمن مشترك كه همان استكبار جهاني به سركردگي آمريكا (شيطان بزرگ) و اسرائيل (غده سرطاني) است، همانند كفار قريش، مغولان وحشي، صليبيون مسيحي، استعمارگران اروپايي و صربهاي نژادپرست و... كيان اسلام را تهديد ميكند، در حالي كه انقلاب اسلامي با طرح شعار «نه شرقي نه غربي» علم مبارزه عليه دشمن مشترك جهان اسلام را به دوش گرفته است. امام خميني(ره) در اينباره فرمود: «دشمن بزرگ ما كه امروزه اسرائيل و آمريكا و امثال اينها است كه ميخواهند حيثيت ما را از بين ببرند و ما را تحت ستم دوباره قرار بدهند، اين دشمن مشترك را دفع كنيد.»
از سويي ديگر انقلاب اسلامي ايران و جنبشهاي اسلامي و جنبشهاي اسلامي معاصر، خواهان برچيده شدن ظلم و فساد و اجراي قوانين اسلام و استقرار حكومت اسلامي در جامعه مسلمانان و به اهتراز درآوردن پرچم لااله الا الله در سراسر جهان از طريق نفي قدرتها و تكيه بر قدرت لايزالالهي و تودههاي مردم هستند. به سخن امام خميني(ره)، در اين مورد توجه كنيد: «همه در ميدان باشند، باهم باشند، ما ميخواهيم حفظ اسلام را بكنيم، با كنارهگيري نميشود حفظ كرد، خيال نكنيد كه با كنارهگيري تكليف از شما سلب ميشود. » البته برخي از جنبشهاي سياسي اسلامي، تنها خواستار عمل به احكام اسلامي در كشورهاي خود و برخي نيز در پي تشكيل يك حكومت مستقل، بدون تاكيد بر شكل اسلامي حكومت هستند. از اين رو ميتوان گفت، جنبشهاي اسلامي معاصر حيات خود را مديون انقلاب اسلامياند. زيرا انقلاب اسلامي به اسلام و مسلمانان حياتي تازه بخشيد، آنها را از عزلت و حقارت نجات داد، بر ناتواني ماركسيسم، ليبراليسم و ناسيوناليسم در اداره و هدايت مسلمانان مهر تاييد زد و اسلام را بهعنوان تنها راهحل براي زندگي سياسي مسلمين مطرح كرد.
شيخ عبدالعزيز عوده، روحاني برجسته فلسطين نيز گفته است: «انقلاب خميني(ره)، مهمترين و جديترين تلاش در بيدارسازي اسلامي... ملتهاي مسلمان بود.» بنابراين، موجوديت و هستي سياسي جنبشهاي سياسي اسلامي به انقلاب اسلامي وابسته است. اين امر زمينههاي لازم براي تاثيرپذيري جنبشهاي اسلامي را فراهم آورده است.
تكيه و تاكيد انقلاب اسلامي و رهبري آن بر لزوم وحدت همه قشرها و همه مذهبهاي اسلامي در نيل به پيروزي در صحنه داخلي و خارجي، زمينه ديگر گرايش جنبشهاي سياسي اسلامي معاصر به سوي انقلاب اسلامي است. چون، انقلاب اسلامي به تاسي از اسلام ناب محمدي(ص) هيچ تفاوتي بين مسلمانان سياه و سفيد، اروپايي و غيراروپايي قائل نيست، بر جنبههاي اختلافبرانگيز بين مسلمين پاي نميفشارد، بلكه با ايجاد دارالتقريب فرق اسلامي، برپايي روز قدس، صدور فتواي امام خميني(ره) عليه سلمان رشدي و برگزاري هفته وحدت و... در جهت اتحاد مسلمانان گام برداشته است. به همين دليل، طيف گستردهاي از گروههاي شيعي و غيرشيعي و حتي جنبشهاي آزاديبخش غيراسلامي، انقلاب اسلامي ايران را الگو و اسوه خود قرار دادهاند. بنابراين، جاي شگفتي نيست كه مسلمانهاي سني فلسطين به نام و ياد امام خميني(ره) به عمليات شهادتطلبانه دست ميزنند.
مردمگرايي انقلاب اسلامي، عاملي در گسترش انقلاب و پذيرش آن از سوي ملتهاي مسلمان بوده است. انقلاب 57 و رهبري آن، بر اين باور بودند كه بايد به ملتها بها داد نه به دولتها.
بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه انقلاب اسلامي ايران ارزشهاي فرهنگي نويني را در مبارزه سياسي جنبشهاي اسلامي مطرح كرد. يكي از اين ارزشها، گرايش به جهاد است. جنبشهاي اسلامي پس از انقلاب اسلامي ايران، جهاد، شهادت و ايثار جان را بهعنوان اصول اساسي پذيرفتهاند. به بيان ديگر، اصولي چون جهاد، شهادت و فداكاري كه سمبل حركتهاي انقلابي شيعيان و شعار انقلاب اسلامي بود، بهعنوان اصول اساسي مبارزه پذيرفته شد، و به آن، با ديده تكليف و فريضه ديني مينگرد. سخنگوي جنبش جهاد اسلامي فلسطين در ديدار با امام (ره) خطاب به ايشان گفت: «با ظهور انقلاب شما، ملت مسلمان و بزرگ ما فهميد كه راهش، راه جهاد و مبارزه است.»
مردمي بودن كه يكي از ويژگيهاي انقلاب اسلامي ايران است، در جنبشهاي سياسي اسلامي راه يافته است. به عبارت ديگر، اين جنبشها دريافتهاند كه اسلام توانايي بسيج تودههاي مردم را دارد. شكل ديگر تاثيرات انقلاب اسلامي ايران بر جنبشهاي سياسي اسلامي معاصر، به تقليد شعارهاي انقلاب اسلامي از سوي جنبشگران مسلمان برميگردد. مثلا شعار مردم مسلمان معترض تركيه، قبل از كودتاي 1359 آن كشور، استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي بود. از ديگر مظاهر انقلاب اسلامي كه در پيروان جنبشهاي سياسي اسلامي معاصر ديده ميشود، حجاب است. با پيروزي انقلاب اسلامي، گرايش به حجاب اسلامي در اقصينقاط جهان اسلام فزوني گرفت. حتي در برخي از كشورهاي اسلامي چون لبنان و الجزاير، چادر كه سمبل حجاب ايراني است، مورد استفاده قرار گرفت.
يكي ديگر از آثار فرهنگ انقلاب اسلامي ايران بر حركتهاي اسلامي و سياسي معاصر، تظاهرات به سبك ايران است كه در برخي از كشورهاي اسلامي اتفاق افتاد، مثلا مردم شهرهاي عراق، چون نجف و كربلا در تاييد انقلاب اسلامي ايران و به تأسي از آن، در روز 23 بهمن 1357، تظاهراتي شبيه به ايران برپا كردند. در پي آن، تظاهراتي به شكل ايران در شهرهاي كاظمين، الثوره، بغداد و دياله به رهبري آيتالله محمدباقر صدر برقرار شد. دستاوردهاي اين انقلاب نيز در زمينههاي گوناگوني قابل پژوهش و بررسي هستند. اما با توجه به ماهيت ديني انقلاب اسلامي، آثار تربيتي و فكري آن بيش از همه اهميت پيدا ميكند. اگر انقلاب اسلامي فقط موجب ارتقاي وضع معاش مردم شده و نوع حكومت را از استبدادي به نوعي ديگر، كه قابل تحمل باشد تغيير ميداد، چندان نميشد بر موفقيت و كاميابي آن اصرار ورزيد؛ زيرا از انقلابي كه وصف لازم آن «اسلامي» است، انتظاراتي فراتر از اين مدنظر است. انقلاب اسلامي ايران پديدهاي بيهمتا بود كه از پيش، تحليلي براي آن وجود نداشت و حتي مباني و مقدمات شناخت آن از انديشههاي جديد، غايب بود. البته كساني مثل آرنولد توينبي به جايگاه معنويت در حيات و تمدن بشري نيمنگاهي انداخته و تهي شدن از معنويت را موجب زوال آن دانسته و معتقد بودند: تمدن آينده از جايي غير از غرب بايد سربرآورد. اما اين مختصر براي انقلابي عظيم با آثار سرشار و جاري بسيارش، به هيچوجه كافي نبود.
اين انقلاب با بازگشت به حقايق فراموش شده فطري، دين را در منظر انديشه بشري پررنگ و برجسته كرد و در دو سطح «ملي» و «جهاني» چارهاي باقي نگذاشت، جز اينكه رويكردي نوين به دين، معنويت، انسان و جهان پديد آيد. انقلاب اسلامي در حقيقت، نوعي انديشه برمبناي جهانبيني معنوي و متفاوت با علم و فناوري رايج بر پايه جهانبيني مادي از مغرب تاريخ حقيقت و مشرق جغرافياي گيتي به طلوع كشاند و انسان، جهان، جامعه و تاريخ را با روي و نماي الهي، موضوع دانش و انديشه قرار داد. نتيجه اين رويكرد تامين مباني تازهاي براي دانش و فضاها و شيوههاي دستنخوردهاي براي انديشه بوده است. انقلاب ما تنها تحولي در جامعه و نظام سياسي و اقتصادي آن نيست، بلكه دگرگوني در كيفيت حيات فردي و اجتماعي، اصليترين شاخص انقلاب اسلامي است كه با گشودن راه هدايت و ايجاد معرفت متعالي و راستين، صورت واقعي خود را مييابد و ميبالد.
انقلاب اسلامي نمودار انديشهاي معنوي است كه ميتواند رنجوري و ناتواني علم و فناوري را در ساختن تمدن طلايي براي انسانها برطرف كند. انديشه معنوي و پاكيای كه از طريق انقلاب اسلامي در قلب تاريخ رسوخ كرد، منظري سبز و روشن به روي حيات بشري گشود كه در چشمانداز آن، ظهور منجي جهاني بسيار نزديك به چشم ميآيد.
بنابراين، پرسش از چيستي و چرايي دستاوردهاي انقلاب اسلامي در قلمروي انديشه، دو پيامد ارجمند به دنبال دارد؛ اول پاسخ به چيستي آن، گستره اثرگذاري انقلاب اسلامي در راستاي اهداف اصيل و اوليه آن را تبيين ميكند. دوم پاسخ به چرايي، راه شكوفايي و توسعه ثمربرداري در اين عرصه را فراخ ميسازد. انقلاب اسلامي ايران قيامي بود براي گذر از حيات طبيعي به حيات طيبه و اين حركت تنها با بازخواني كتاب وجود آدمي و بازيابي منزلت او در عالم آفرينش امكانپذير است.
|