گفتوگو و مناظره در قرآن
بررسی آیات قرآن و روایات معصومین(ع) نشان میدهد، اسلام به موضوع گفتوگو و مناظره به عنوان ابزاری مناسب برای برقراری ارتباط بین فرهنگها و ادیان توجه ویژهای دارد.چنانکه میتوان گفت؛ اسلام «آئین گفتوگو» و قرآن، «کتاب گفتوگوست»؛گفتوگوی خداوند با پیامبر(ص)، فرشتگان، مؤمنان و کافران. در قرآن کسانی که به گفتار و سخنان دیگران گوش فرا میدهند و از بهترین کلام پیروی میکنند،هدایت شدگان و خردمندان معرفی شدهاند:
«الّذین یستمعون القول فیتّبعون أحسنه اولئک الّذین هدیهم الله و اولئک هم اولواالألباب».(سوره زمر، آیه 18)
روشن است که شنیدن سخنان دیگران و گزینش بهترین آنها، در صورتی امکان پذیر است که زمینه طرح نظرها و اندیشههای گوناگون وجود داشته باشد و این امر،خود مستلزم برقراری ارتباط و گفتوگو با دیگران است.
اسلام حتی سرسختترین دشمنان و سردمداران کفر را به گفتوگو دعوت کرده است.این نکته در سیره معصومین (ع) نیز به روشنی مشهود است.آنان هر کدام به تناسب فضای فرهنگی زمان خود، با تشکیل جلسات گفتوگو و مناظره با صاحبان عقاید مختلف،گفتوگو میکردند و با آنان به بحث و محاجّه میپرداختند.
انواع گفتوگوهای فرهنگی
الف ـ انواع گفتوگو به لحاظ مخاطب:در قرآن، گفتوگوهای متعددی بین دو یا چند مخاطب نقل شده است.این گفتوگوها، گاه بین خداوند وپیامبران و اولیای الهی با فرشتگان است و گاه میان خداوند و آدمیان؛زمانی نیز بر عکس بین پیامبران، فرشتگان و بنی آدم با خداوند. همچنین در قرآن، گفتوگوهای متعدد پیامبران با اقوام و گروههای گوناگون گزارش شده است.
گفتوگوهای نوح و موسی و دیگر پیامبران با اقوام خود؛گفتوگوهای پیامبر(ص) با مؤمنان، کافران، مشرکان، اهل کتاب و منافقان؛ گفتوگوهای پیامبران با طاغیان و سرکشان، نمونههایی از این گفتوگوهاست.از دیگر موارد، گفتوگوهای اقوام و گروه ها و مردم، با پیامبران الهی و با یکدیگر است.
آیاتی که با «اذکروا» آغاز میشود و یا انسان را به تعقل و تفکر ترغیب میکند و نفس آدمی مخاطب قرار میگیرد، دعوت به نوعی گفتوگوی درونی است.علاوه بر اینها، در قرآن کریم، گفتوگوهای متعددی بین اهل بهشت و دوزخ، اشرار در روز قیامت، عاقلان و سفیهان و عاقلان و عاقلان، گزارش شده است.
ب ـ انواع گفتوگو به لحاظ روش: با دقت در آیاتی که در آنها الفاظ قال،قیل، قل، قالوا، یقولون و... به کار رفته است، میتوان انواع متعددی از گفتوگوها را مشاهده کرد.
هر چند غالب آیات قرآن از نوعی گفتمان، سوال و جواب و یا سوالات در تقدیر حکایت دارد؛ اما در یک نگاه کلی میتوان به نمونههایی از این گفتوگوها اشاره کرد:
1. گفتوگوهای تبلیغی:پارهای از آیات، دلالت بر ابلاغ دارد، پیامهای هدایتی و برنامههای خداوند از طریق پیامبران به مردم ابلاغ گردیده است.
2. گفتوگوهای ارشادی:در آیاتی دیگر سخن از ارشاد است. در این آیات، عموماً لحن کلام، با هدف پیامگذار، هماهنگی دارد و با مروت و نرمی همراه است.
3. گفتوگوهای استفهامی: در آیاتی از قرآن در پاسخ به سوالات مطرح شده با پیامبر(ص) توضیحاتی بیان میشود.آیاتی که الفاظ «یستفتئونک» یا «یسئلونک» در آنها بکار رفته، از این قبیل است.
همچنین آیاتی از قرآن که در ضمن آنها، مطالبی پس از فعل امر «قل» بیان شده از اینگونه است.بدین معنا که سوالات مقدّر یا مذکوری در میان بوده است و آنگاه جواب آنها پس از «قل» ارائه شده است.
4. گفتوگوهای استدلالی:مهمترین بخش گفتوگوهاست.در بسیاری از آیات قرآن و مناظرات معصومین(ع) استفاده از استدلال و برهان مورد تأکید قرار گرفته و با ذکر دلایل عقلانی و منطقی، طرف مقابل دعوت به تفکر شده و سرانجام قانع گردیده است.
ج ـ انواع گفتوگو به لحاظ موضوع:از آنجا که مخاطبان اسلام کسانی هستند که قابلیت هدایت و پذیرش دارند، هر موضوعی که مرتبط با انسان و در مسیر هدایت و تکامل او باشد، میتواند موضوع گفتوگو قرار گیرد.در گفتوگوهای دینی، موضوعات محدود و خاصی مطرح نشده است.این گفتوگوها را میتوان به لحاظ موضوع، این گونه دستهبندی کرد:
1. گفتوگو درباره توحید، خداپرستی، نفی شرک و تعدّد الهه، طرح عقاید و باورهای مشرکان درباره اثبات وجود خدا، تعقل و تفکر در وحدانیت خدا، اوصاف خدا و...
2. گفتوگو درباره معاد و روز جزا، ثواب و عقاب، بهشت و دوزخ و توصیف این دو، اثبات معاد و زنده شدن مردگان و...
3. گفتوگو در زمینه قرآن و حقانیت آن،عدم تحریف و ویژگیهای این کتاب الهی و...
4. گفتوگو درباره حرامها و حلالهای الهی، آداب و رسوم حاکم بر زمان، احکام و حدود الهی و تکالیف و وظایف ایمانآورندگان و...
همچنین وقتی گفتوگوها از طریق سوال و جواب انجام میشود، موضوعات متعددی مورد سوال قرار میگیرد:زمان برپا شدن قیامت(اعراف، 187 و احزاب، 63) کیفیت روح (اسراء، 85) خمر و میسر(بقره، 219) جنگ در ماههای حرام(بقره، 217) غنائم جنگی(انفال، 1) امور خاص زنان (بقره، 223) کوهها(طه، 105) انفاق(بقره، 215) و ذوالقرنین (کهف، 18) و...
بامطالعهآیاتقرآن،همچنینمیتوانبهدو اسلوبمتفاوتدر گفتوگوها پیبرد. یکی اسلوب تند که در برخی گفتوگوهای قرآن با کافران و مشرکان به چشم میخورد.دراین گفتوگوها معمولاً سخنانی تند در نکوهش و نفی آرا و اندیشههای باطل ایراد شده است.بکارگیری این تعبیرات در قرآن،به منظور انذار و هشدار به مخالفان فکری و بیم دادن آنان از عذاب اخروی است.در مقابل،اسلوب توأم با مروت و نرمی است که در اغلب گفتوگوهای دینی به ویژه گفتوگوها و مناظرات معصومین(ع) مشاهده میشود.
معصومین و پیامبران الهی بالاترین مرتبه سعه صدر و ادب و احترام را در مواجهه با مخالفان فکری از خود نشان دادهاند، پیامبر(ص) در فضای شرک آلود جاهلیت عرب، توانست انسانهای بیشماری را جذب تعالیم اسلام کند،این همه،بر اثر برخوردهای شایستهای بود که آن حضرت(ص) به ویژه در گفتوگوهای اعتقادی از خود نشان میداد.پیامبر(ص) و معصومین(ع) با کافران، مشرکان، علمای یهود و نصارا، ساعتها به بحث و گفتوگو مینشستند و با احترام به هویت فرد، به تصحیح اندیشهها و باورهای غلط آنان میپرداختند و در فضایی آرام به سخنان آنان گوش فرا میدادند.در این مجالس، رنج کنایهها و برخوردهای ناپسند مخالفان را به جان میخریدند؛زیرا آنان به خوبی میدانستند که اغلب این مخالفتها و سرکشیها، از روی جهالت و نادانی است و از اصلاح اندیشه آنان نباید نومید گشت.این بزرگواران تنها زمانی که از هدایت عدهای قطع امید میکردند و پس از در پیش گرفتن همه روشها، جز عناد و سرکشی از آنان چیزی نمیدیدند؛به نفرین و درخواست عذاب متوسل میشدند.
در گفتوگوهای پیامبران الهی با اقوام خود، نهایت ادب، تواضع، شجاعت و سعهصدر به چشم میخورد. نمونههای متعددی از این برخوردها، در داستانها و سرگذشت اقوام گذشته در قرآن، گزارش شده است.
حضرت هود، در مواجهه با قوم خود، آنان را دعوت به عبادت خدا و تقوای الهی میکرد،ولی سران قوم، پیامبر خود را با الفاظ ناپسند خطاب میکردند و میگفتند:«انّا لنریک فی سفاهه و انّا لنظنّک من الکاذبین»(اعراف، آیه 66) در حقیقت ما تو را در نوعی سفاهت میبینیم و جداً تو را از دروغگویان میپنداریم.اما هود در پاسخ، ادب و احترام را فراموش نمی کند و با کلامی آرام میگوید:«یا قوم لیس بیسفاهه و لکنّی رسول من ربّ العالمین».(اعراف، آیه67) ای قوم من، در من سفاهتی نیست،ولی من فرستادهای از جانب پروردگار جهانیانم.
علامه طباطبایی ذیل این آیه مینویسد:تعبیر «یا قوم» لحن کسی است که نهایت درجه مهربانی و حرص بر نجات مردمش دارد.هود در رد تهمت سفاهت از خود و اثبات دعوی رسالت خویش،هیچ تأکیدی به کار نبرد؛ تا اولاً:در مقابل مردی لجوج،لجبازی و اصرار نکرده باشد و دوم آنکه بفهماند، دعوی وی اینقدر روشن است که هیچ احتیاجی به تأکید ندارد.این ادب و احترام و صبر و حلم را میتوان در گفتوگوهای شعیب با قوم خود (سوره هود،آیه 88)، نوح با مردم زمان خود و دیگر پیامبران الهی مشاهده کرد.
دایره این احترام و دوستی در گفتوگوهای معصومین با مخالفان فکری تا بدانجاست که این بزرگواران، درگفتوگو با کافران و مشرکان، از تعبیراتی چون «یا اخا اهل مصر»، «یا اخا العرب»، و... استفاده میکردند.این تعابیر، نشان از حاکم بودن روح اخوّت و برادری بر گفتوگوهای اسلامی دارد. گفتوگوهایی که با هدف اثر گذاری و امتناع مخاطبان و اصلاح و دگرگونی در نگرشها و باورهای آنان انجام میگرفته است.تا مخالفان فکری به تفکر و اندیشه روی آورند، مجذوب پیامهای قرآن و اسلام شوند، شناخت و معرفتشان فزونی یابد و در مسیر هدایت و سعادت قرار گیرند.
منبع: آرمان - دوشنبه, 03 اسفند 1388










در حرا چه گذشت؟
آیا "مسلمان سکولار" ممکن است؟
فرمان علیهِ فهم
نقد شبیه سازی تاریخی
اخلاق دشمنی
عقیده پرستی