Website TemplatesJoomla TemplatesWeb Hosting
سرخط اخبار
خانه خبر همايش و نشست گزارشي از نشست نوانديشي ديني بارويكردفقهي


گزارشي از نشست نوانديشي ديني بارويكردفقهي

خبر - همايش و نشست

نشست علمی نواندیشی دینی در ایران(با رویکرد فقهی) از سلسله نشست های تخصصی همایش نواندیشی دینی به همت دفتر همکاری های علمی و پژوهشی با همکاری نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها برگزار گردید.

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی دین پژوهی ایران، در این نشست حجج اسلام دکتر سیدعباس نبوی و دکتر ایزدپناه به ایراد سخنرانی پرداختند.

حجت الاسلام والمسلمین نبودی در آغاز اظهار داشت: مطرح شدن بحث نواندیشی دینی در جامعه اسلامی، این مفروض را به همراه دارد که میراث فکری، فلسفی، کلامی، فقهی، اخلاقی، عرفانی و ... اسلام و تشیع توان پاسخگویی به نیازهای زمان را ندارد. به راستی این مفروض درست است یانه؟

وی افزود: پاسخ گفتن به چنین فرضیه ای چندان هم آسان نیست، چرا که بی توجهی به گفتمان های مسلط بر اندیشه و تفکر بشر امروز، ما را به بی راهه می کشاند و چه بخواهیم  و چه نخواهیم آن ها خود را بر انسان معاصر تحمیل می کنند. همین مساله خود نمایان گر این واقعیت است که انسان مسلمان معاصر در برابر گفتمان های رایج از یکسو برای تفسیر مناسب و متناسب با زمان از آموزه های اسلامی، با دو مسیر کاملا متمایز مواجه است؛ یکی اینکه گفتمان مسلط را بپذیرد و تن به مناسبات قدرت، علم و ثروت دهد، دوم اینکه به گونه ای مماشات گونه در برابر گفتمان های رایج زمانه و درنهایت نپذیرفتن آن ها به تفسیر و تبیین گفتمان اسلامی و شیعی بپردازد و در سر انجام آن را بر گفتمان های دیگر مسلط گرداند.

حجت الاسلام والمسلمین نبوی با بیان آنکه راه و مسیر اول تا حدی سهل و روان است و بسیاری نیز بر آن روانند، اظهار داشت: مهم ترین پرسش در این صورت این است که جایگاه معرفت و نظام دانشی اسلام و سنتی ما در کجای گفتمان های مسلط و رایج جا می گیرد؟ لذا در نهایت این رویکرد به پذیرش و گردن نهادن به گفتمان های مسلط منجر می گردد.

وی مسیر و راه دوم را نیز نا تمام دانست و آن را با سرانجامی خوب ندانست و برای شرح روش ها و رویکردهای موجود در جهان اسلام در برابر مقوله نواندیشی دینی، به شرح بیشتر همت گماشت.

حجت الاسلام والمسلمین سیدعباس نبوی با بیان اینکه نواندیشی دینی در عرصه فقه از یکسو به مبادی و مبانی روشی و از دیگر سو به فرایند استنباط  مربوط می شود،  اظهار داشت: به لحاظ روشی چهار رویکرد عمده در عرصه نواندیشی دینی وجود دارد که هرکدام نتایج و پیامد های خاصی بر فقه بار می کند.

1- رویکرد اول نسبت به نواندیشی دینی

وی افزود: رویکرد اول قایل به کمال مطلق علوم دینی و مخصوصا فقه است و از نظر آنها پیچدگی ها از درون مسایل و شاخه های دانش آغاز می شود، لذا در درون دانش ها باید پاسخ داده شود. این نگاه امروز در حوزه نجف حاکم است و تا حدی در دیگر جاهای جهان اسلام و البته در میان برخی از مراجع قم نیز حضور دارد. بر اساس این نگاه مشکل از فقه و آموزه های اسلامی نیست، بلکه این جهان بیگانه و گفتمان های غربی است که در جهان اسلام مشکل ایجاد کرده و به چالش های موجود دامن زده است.

مدیر موسسه توسعه تمدن اسلامی تصریح کرد: مهم ترین پیامد این رویکرد ادعای واقع نمایی تام و تمام میراث اسلامی و انکار واقع نمایی علوم تجربی- عقلانی جدید است که نوعی بی نیازی به علوم و تجربه های بشری را القا می کند. به همین خاطر این ادعا که یک ادعای بزرگ است، در نهایت در برابر نیازمندی های زمانه کم می آورد و هم در عرصه عمل منجر به فروکاستن به زوایای خصوصی زندگی می گردد. این رویکرد در نهایت در عرصه رقابت به جایی باید برسد که پای دیگران از آن کوتاه است و آن تنها مسایل عبادی و دین فردی است. چراکه در بخش هی دیگر زندگی که گفتمان مسلط حاکم هستند، این نوع نگاه نمی تواند در آنجا به رقابت بپردازد، پس مجبور است به جایی پناه بگیرد که دیگران هم به لحاظ مفهوم و هم به لحاظ عمل در آنجا توان رسیدن را ندارد و آن بخش های عبادی دین است.

2- رویکرد دوم

وی رویکرد دوم را، رویکرد روشنفکرانه دانست که تمام آموزه های دینی و بنیاد های فقهی را مقهور علوم و عقلانیت جدید قرار می دهند و معتقد به اهمیت وافر به روش ها و رویکردهای جدید دانش های بشری است.

حجت الاسلام سید عباس نبوی این رویکرد را نیز نا تمام دانست و اظهار داشت: این رویکرد سرانجام دین را در حوزه های عبادی و فردی محصور می سازد و در دیگر حوزه های زندگی برای آن شانی قایل نیستند. چرا که از نظر آنان زبان دین زبانی مربوط به گذشته است و برای انسان معاصر و زمان حال کارآیی ندارد. این رویکرد به عنوان شاهد مدعای خود معمولا از آیات مربوط به جزا و احکام جزایی می آورند که با زبان و متناسب به مسایل قضایی در گذشته ها سخن می گویند و گویا برای امروز تناسب ندارند.

نخستین رگه های این رویکرد به سید جمال و مرحوم اقبال لاهوری می رسد در زمان ما بسیاری از روشنفکران مسلمان از جمله کسانی مثل ابوزید، جابری، ارکون و ... به چنین باوری رسیده اند. کسانی که به چنین تفکری دامن می زنند معمولا از خبر واحد شروع می کنند. آنها معقتدند که خبر های واحد همان خبرهایی اند که وضع فعلی و جدایی میان روش های عقلانی موجود و آموزه های اسلامی را تشدید می کنند، بنا براین باید از خبرهای واحد دست شست و آن ها را رها کرد و به خبرهای قطعی و متواتر اسلامی تکیه کرد. چنانکه می بینیم نهایت این رویکرد نوعی سکولاریسم اسلامی است.

3- رویکرد سوم

وی هم چنین در مورد رویکر سوم نیزاظهار داشت: رویکر سوم علاوه بر اعتقاد به ضعف های میراث اسلامی، به ویژه در عرصه فقه، قایل به جبران این صعف ها به وسیله دانش های جدید است.  این رویکرد علاوه بر اینکه به ضعف ها و فقر دانش تجربی و عقلانیت اذعان می کند، معتقد به استفاده از آن ها در دانش های دینی است.

حجت الاسلام نبوی این رویکرد را نیز نا تمام دانست و اظهار داشت: این رویکر نیز سرانجام به افتادن در دام علم گرایی تجربی و سکولاریسم می انجامد.

4- رویکرد چهارم

وی آخرین رویکرد را رویکر قدرتمدارانه دانست و تصریح کرد: رویکرد چهارم از سوی کسانی مطرح می شود که قایل به اهمیت قدرت و سلطه هستند. به گفته آقای نبوی از نظر اینان اگر قدرت بر اساس آموزه های دینی ایجاد شود، می توان همه نظام های کنونی را تغییر داد و نظامی بر اساس بنیادهای دینی ایجاد کرد.

دکتر نبوی این رویکرد را نیز رویکردی دانست که حضرت امام خمینی(ره) بارها در برابر آن ایستاد و با آن مقابله کرد.

وی سرانجام نظر خود را تلفیقی از رویکرد سوم و چهارم دانست که نظام خاصی را تشکیل می دهد و هم نگاه معتلانه به علم و عقلانیت بشری دارد و هم نگاه معتدلانه به قدرت و اهمیت آن. در این نگاه تلفیقی می توان از سه گزینه اصلاحی در فرایند تولید دانش های اسلامی و نواندیشی دینی استفاده کرد.

حجت الاسلام نبوی سه گزینه اصلاحی را به شرح زیر بیان کرد:

1-   در ابتدا رویکرد ظاهرگرایانه به متون دینی باید اصلاح شود. به این معنا که در گذشته همواره ظاهر متن حجیت داشته و فقها و علمای ما بر اساس ظواهر محض حکم می کرده ا ند. در حالی که علاوه بر ظاهر متن سازو کار های فراوانی وجود دارد که می توان از آن ها بهره گرفت.

2-   مساله مهم دیگر در فراین فهم متون و در نتیجه نواندیشی دینی، تبیین های موضوعی است. به این معنا که ما می توانیم برای تبیین و روشن شدن موضوعات احکام از علوم جدید و دانش های بشری استفاده کنیم و بدین ترتیب احکام دینی را به لحاظ فهم درست موضوعات فربه سازیم. چنانکه در گذشته شیخ انصاری به چنین امری مبادرت کرده است. شیخ انصاری در این رابطه رجوع به عرف بسیط را مطرح کرده بود که می تواند برای امروز ما نیز راهگشا باشد.

3-   کاربردی کردن مفاهیم فقهی از مهم ترین پیش فرض های نواندیشی دینی به حساب می آید. به عبارت دیگر فقه کنونی ما به لحاظ بناهای موضوعی و حکمی، همان فقه قرن چهارم است و اکثر مسایل همان چیزهایی اند که در قرن چهارم بنا شده بودند.

بدین ترتیب اگر بخواهیم در عرصه فقه نواندیشی داشته باشیم باید مسایل فوق را مد نظر قرار دهیم و در پرتو درس از گذشته ها و نیز کمک از علوم جدید به فراخور ظرفیت های موجود در دانش های اسلامی، از جمله فقه، راه های جدیدی فراروی خویش بگشاییم.



در این نشست هم چنین حجت الاسلام والمسلمین دکتر ایزد پناه در باره پیش فهم های نواندیشی دینی، جریان های کلان نواندیشی دینی و رابطه مبانی معرفتی جریان های اصلی نواندیشی دینی با فقه و فقاهت،  سخنرانی کرد.

وی با بیان آنکه سه پیش فهم عمده باید در نواندیشی دینی مفروض انگاشته شود، اظهار داشت: التفات به علم و عقلانیت جدید در عرصه نواندیشی دینی، تساوی نواندیشی دینی با روشنفکری دینی و جریان نواندیشی دینی در طول تاریخ اسلام و جدید نبودن آن از مهم ترین پیش فرض ها و پیش فهم های نواندیشی دینی است.

دکتر ایزد پناه افزود: اولا در جهان امروز نمی توان از علم و عقلانیت جدید، چشم پوشید و آن ها را نادیده انگاشت. ثانیا، ما هرچند مناقشه در الفاظ داشته باشیم، بازهم از نظر ما روشنفکری دینی و جریان نواندیشی دینی مستلزم همدیگر اند. به عبارت دیگر نواندیشی دینی در پرتو روشنفکری دینی مطرح است. ثالثا، نواندیشی دینی تنها مربوط به دنیای امروز نیست، بلکه در گذشته های دور تر نیز نواندیشی های بسیار بکر و مبارکی داشته ایم که یکایک در تاریخ ثبت اند.

دکتر ایزد پناه در مورد جریان های کلان نواندیشی دینی نیز اظهار داشت: جریان نواندیشی دینی تجددگرا، جریان نواندیشی دینی سنت گرای قدرت مدار و جریان نواندیشی دینی جامع نگر علم گرا، نحله های اصلی جریان های نواندیشی دینی در جهان اسلام را تشکیل می دهند که هریک نگاه خاص به عرصه فقه و فقاهت و سیاست دارد.

1-     جریان نواندیشی دینی تجددگرا و پیامدهای آن

وی با بیان اینکه هر سه جریان پیامدهای خاصی در عرصه فقه و فقاهت خواهد داشت، تصریح کرد: مهم ترین پیامد رویکرد تجددگرا این است که دین و فقه را به عرصه عرف می برد و در نهایت منجر به سکولاریسم می گردد. اصلا جریان فقه سکولار از لوازم اصلی این تفکر و گرایش است، چه خود قبول داشته باشد و چه نداشته باشد.



2-     جریان نواندیشی دینی سنت گرای قدرت مدار و پیامد های آن

حجت الاسلام والمسلمین در مورد پیامد رویکرد سنتی قدرت مدار نیز اظهار داشت: این نحله به جای دینی کردن سیاست و علم، آن ها را سیاسی می کند و در نهایت منجر به نوعی نواندیشی جناحی و حزبی خواهیم شد که در پاره ای موارد برای حفظ قدرت از دین نیز مایه می گذارد. این گرایش گرچه فقه تجدد گرا را نقد می کند و البته فقه سنتی را نیز نقد می کند، ولی از آنجا که نگاه جناحی به فقه و سیاست دارد، درنهایت فقه و حتی دین را سیاسی می کند.

3-     جریان نواندیشی دینی جامع نگر علم گرا و پیامدهای آن

وی رویکرد سوم را همان رویکردی قابل قبول و جامعی دانست که در واقع رویکرد اصلی کسانی چون علامه طباطبایی، امام خمینی(ره)، شهیدمطهری،  شهید بهشتی و دیگر بزرگان جهان اسلام بوده است. این رویکرد علی رغم برخورداری از ظرفیت ها و توانمندی های برجسته درپاسخگویی به نیازهای معاصر به آسیب هایی چون: بریدگی بررسی های روبنایی از مبانی و اصول دینی، بریدگی از علوم و منابع و مکاتب برون فرقه ای و درون فرقه ای و بریدگی از زمان معاصر و تاریخ گذشته خود آگاه است.

به گفته حجت الاسلام والمسلمین ایزد پناه: در حوزه سیاست سه جریان نواندیشی دینی به یک گونه نمی اندیشند؛ جریان تجددگرا و سنت گرای قدرت مدار به جای اخلاق تعاملی درروابط نظری و عملی، رفتار دیکتاتورانه و یکسویه دارد، چنانکه در اندیشه، گفتار و رفتار آنا غلبه سیاست بر علم و دین یا به عبارت دیگر علم و دین سیاسی می شود.

در حالی که جریان سوم نواندیشی دینی به طور جدی بر علم و دین محوری در سیاست نظری و عملی اصرار می ورزد، همانگونه که اخلاق تعاملی در قلمرو تئوری و عمل از ویژگی های بارز آن است.

حجت الاسلام والمسلمین ایزدپناه ویژگی های اصلی جریان سوم را چنین بیان کرد:

1-     تفکر انتقادی به قدرت و زمان

2-     دغدغه علمی و دینی به جای دغدغه سیاست و قدرت

3-     تقدم  اخلاق و ارتباط در عرصه عمل ونظر بر تفاوت و دوگانگی.

وی مهم ترین پیشگامان نواندیشی دینی جریان سوم را کسانی چون شیخ اشراق، ملاصدرا، امام خمینی(ره)، علامه طباطبایی، شهید مطهری و شهیدبهشتی دانست و تصریح کرد: این بزرگان هیچگاه نگاه سیاستمدارانه و قدرتمدارانه به دین و علم نداشتند، بلکه همواره دغدغه شان این بود که بتوانند در پرتو سیاست به دین و علم کمک کنند، نه اینکه در سایه دین به سیاست و قدرت برسند.



این نشست علمی با پرسش های حاضران و پاسخ های اساتید شرکت کننده پایان یافت.

نظرات (0)add
نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

security image
نوشتن كاراكترهاي نمايش داده شده.


busy
 
بنر
يادداشت


در حرا چه گذشت؟
موسوي گرمارودي: در غار حرا نشسته بود، چشمان را به افق‌های دور دوخته بود و با خود می‌اندیشید. صحرا، تن ...

آیا "مسلمان سکولار" ممکن است؟
آرش نراقي: ادعای من در این نوشتار آن است که مسلمانی با فضیلت "رواداری برمبنای احترام متقابل" قابل جمع است، و از ...

فرمان علیهِ فهم
محمد متجهد شبستري: وقتی پای علوم انسانی به ایران باز شد حاکمیت مطلقه فرمان رقیب خطرناکی پیدا کرد، آن رقیب چیزی ...

نقد شبیه سازی تاریخی
علي زمانيان: تاریخ، همواره یکی از آموزگاران بزرگ انسان بوده است. تاریخ، مجموعه ی تجربه ی زیسته ی انسان هایی ...

اخلاق دشمنی
ابوالقاسم فنايي: شاید بتوان ادعا کرد که اصل نخستین و بنیادینِ اخلاق دشمنی، اصل عدالت و انصاف و وجوب عدالت ...

عقیده پرستی
مصطفي ملكيان: به محض اينكه احساس كنيم كه خوش نداريم يكي از عقايدمان در بوته تفكر نقدي واقع شود و / يا به ادلّه و ...

تصوير تصادفي
ranginkaman.jpg