بزرگداشت نودمين سالروز تولد احمد سميعي؛ تجربه زندگي و تساهل
| خبر - همايش و نشست |
مراسم نودمين سالروز تولد احمد سميعيگيلاني، مترجم، نويسنده و ويرايشگر باسابقه ايران برگزار شد. اين مراسم در تالار مركزي شهر كتاب برگزار شده و نويسندگان و مترجمان متعددي در آن حضور داشتند. احمد سميعيگيلاني از مترجمان و نويسندگاني است كه خاطره او در دو نسل باقي خواهد ماند.
روزنامه فرهيختگان: از او تاكنون كتابهاي «دلدار و دلباخته، ژرژ ساند (ترجمه)، ۱۳۴۵»، «خيالپروريها، ژان ژاك روسو (ترجمه)، ۱۳۴5»، «ادبيات ساساني، ۱۳۵۵»، «داتا گنجبخش (زندگينامه و تعاليم شيخ ابوالحسن عليبن عثمان هجويري)، شيخ عبدالرشيد (ترجمه)، ۱۳۴۹»، «چامسكي، جان لاينز (ترجمه)، ۱۳۵۷»، «هزيمت يا شكست رسواي آمريكا، ويليام لوئيس و مايكل لهدين (ترجمه)، ۱۳۶۰»، «ساختهاي نحوي، نعام چومسكي (ترجمه)، ۱۳۶۲»، «آيين نگارش، ۱۳۶۶»، «ديدرو، پيتر فرانس (ترجمه)، ۱۳۷۳»، «سالامبو، گوستاو فلوبر (ترجمه)، ۱۳۷۴»، «شيوهنامه دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵»، «نگارش و ويرايش، ۱۳۷۸» چاپ شده است.
90 سال تجربه
مراسم بزرگداشت او درواقع جشن آغاز نودمين سال زندگي احمد سميعيگيلاني، پژوهشگر، مترجم، ويراستار و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسي بود. در اين مراسم ابتدا علياصغر محمدخاني معاون فرهنگي شهر كتاب طي سخناني درباره سميعي گفت: «ميخواهيم در شادي اهل فرهنگ بيشتر سهيم باشيم و از اين به بعد روز تولد دوستان را كنار يكديگر جشن بگيريم. چندي است اخبار مربوط به تشييعجنازهها و مراسمهاي ختم بيشتر شده و مدام خبرهايي از اين دست به گوشمان ميرسد. فكر كرديم كاري كنيم كه در شاديها نيز همديگر را ببينيم.»
در ادامه علياصغر محمدخاني، تلفيق سنتمداري و نوجويي، پشتكار، سرزندگي، تسلط كامل به ريزهكاريهاي زبان فارسي، داشتن روحيه كار جمعي و صراحتلهجه در كار علمي را جزو خصايص سميعي برشمرد.
چرا تمدنها رو به زوال ميروند؟
سپس مهدي فيروزان، مديرعامل موسسه پشت تريبون قرار گرفت. او از دلايل افول تمدنها سخن گفت و رشته كلام را به سيستمها كشاند: «هرگاه تمدنها براي مسائلي كه با آنها روبهرو ميشوند پاسخهاي جديد ارائه نكنند، در مسيري جز زوال قرار نخواهند گرفت. ما بايد براي مشكلات جديدي كه در جامعه ظاهر ميشود پاسخهاي جديدی عرضه كنيم و اگر براي مشكلي كه از ديرباز داشتهايم و ديروز هم پاسخي مناسب به آن دادهايم، از همان پاسخ ديروز استفاده كنيم، وارد مرحله نابودي شدهايم. تاريخ تمدنها نشان ميدهد هر تمدني كه در برابر مسائل امروزش از پاسخهاي درست ديروزي استفاده كرده رو به زوال ميرود.»
فيروزان با بيان نكته فوق افزود: «تمدن يك سيستم است. فرد نيز، هم در زندگي اجتماعي و هم در زندگي شخصي يك سيستم به حساب ميآيد. سيستمهايي موفق هستند كه در برابر مسائل روزانهشان پاسخهاي روزآمد ارائه كنند و آقاي سميعي يك سيستم موفق است و از ديگر سو در سيستم بزرگتري به نام تمدن، او سلولي است كه براي نوبهنو شدن همواره به شكلي خستگيناپذير تلاش كرده است. در بحث ويرايش، پاسخهاي سميعي همواره نو شده و پيشنهاد امروز وي با نگاه شش ماه قبلشان يكي نبود، چرا كه توانسته با تحولات زبانشناسي همگام شود و تاثيرات گسترش روزافزون رسانه را به خوبي درك كند. »
سميعي پيشرو بود
سپس موسي اسوار، رئيس شوراي عالي ويرايش، سميعي را پير جواننهاد ناميد و گفت: اين خصيصه را در حوزههاي كاري و شخصي وي به راحتي ميشود تشخيص داد. به عقيده اسوار نوجويي و نوآوري جزو خصايص سميعي محسوب ميشود: «وي مديريت گروه ادبيات معاصر فرهنگستان زبان و ادب فارسي را پذيرفت و طرحهايي روزآمد را در اين حوزه به تصويب رساند. جزو كساني بودند كه زودتر از خيليها با شعر شاملو ارتباط برقرار كردند و برخي رمانهاي ايراني را هم خيلي زودتر از ديگران مطالعه كردند. وقوف وي بر شعر امروز و جستوجوي ريشههاي اين شعر در ادبيات كهن، هم نشانه اعتقادش به ادبيات نو است و هم نشانه تسلط او به ادبيات قديم. در جلسات مربوط به رسمالخط فارسي ديدگاههاي سميعي همواره ناظر بر دغدغههاي نسل معاصر بوده و جريانها و تحولات جديد را مد نظر داشتهاند.»
اسوار ايثار علمي و داشتن روحيه كار جمعي را از خصايص ديگر سميعي برشمرد و تاكيد كرد: «اگر او به كار جمعي و به ايثار علمي نميپرداخت شايد به اندازه 10 برابر تاليفات و ترجمههاي كنوني، كتاب و مقاله به چاپ ميرساند، اما فعاليتهاي آموزشي و حمايتي كه از نوكاران عرصه قلم و پژوهش داشته وقت زيادي را از وي گرفته است. درخصوص توانايي و ايثار سميعي در حوزه ويرايش بايد گفت در موارد متعددي مقالاتي كه استاد ويراستاري كردند متفاوت شده و به تعبير زندهياد رضا سيدحسيني، ويرايش سميعي به مقاله جان بخشيده است.»
جريانسازي علمي را هم موسي اسوار از ويژگيهاي سميعي دانست و گفت: «او هر كجا رفته كلاس و دوره ويرايش راه انداخته است. مجموعه «سخن فارسي» را قبل از انقلاب مديريت كرده و ايده فرهنگ آثار را هم نخستين بار وي مطرح كرد كه با سرپرستي زندهياد سيدحسيني و جمعي از فرهيختگان به سامان رسيد و بعد «فرهنگ آثار ايراني، اسلامي» را پيشنهاد داد كه دو جلد آن به چاپ رسيده است.»
اسوار با اشاره به دقت و تسلط جامع سميعي به نقل از ديگر كارشناسان ادبيات فارسي گفت: تقريبا همه بر اين باورند كه اگر سميعي به تصحيح متون ادبيات كلاسيك فارسي نيز ميپرداخت، بنا به پشتكار و دقتشان ما اكنون با نسخههايي كاملا دقيق و تصحيحاتي پاكيزه از آن آثار روبهرو ميشديم.
علياشرف صادقي، عضو شوراي عالي ويرايش و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسي سخنران بعدي برنامه بود. وي به قريب به 10 سال تلاش سميعي در مقام سردبيري فصلنامه «نامه فرهنگستان» اشاره كرد و به نوع فصلبندي و عنوانبندي فصول مجله پرداخت و از تاثيرگذاري سرمقالههاي سميعي در اين مجله نيز سخن گفت.
دانشآموز و معلم
«دانشآموزان از پلههاي عمر معلمان خود بالا ميروند.» هوشنگ مراديكرماني، عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسي با نقل جمله فوق از كتاب مدير مدرسه جلال آلاحمد سخنان خود را آغاز كرد و گفت: «در فرهنگستان در هر جلسهاي همه منتظر اظهارنظر سميعي ميمانند. آمدن يا نيامدن وي به جلسه براي همه حاضران اهميت ويژهاي دارد. رسيدن به اين جايگاه در فرهنگستان نشانه موقعيت ممتاز او به حساب ميآيد.»
طهمورث ساجدي، استاد زبان و ادبيات فرانسه، هم ترجمههاي سميعي را در كنار ترجمههاي سيدحسيني، سعادت و نجفي از ادبيات فرانسه جزو ترجمههايي دانست كه در دوره فوقليسانس براي مقابله با متن اصلي و آموزش ترجمه مورد استفاده قرار ميگيرد. وي تخصص اصلي سميعي را در حوزه ترجمه، ادبيات قرن 18 فرانسه يا قرن روشنگري و فلاسفه دانست و اظهار كرد: «توانايي وي فقط به اين حوزه محدود نمانده و آثاري از قرن 19 و حتي قرن بيستم را نيز با موفقيت ترجمه كرده است.»
سير آفاق
اما آخرين سخنران مردي بود كه گام به 90 سالگي مينهاد: احمد سميعيگيلاني اگرچه بنابه گفته خودش سال 1299 در كوچه افشارها در سنگلج تهران تولد يافته، اما لهجهاي گيلاني داشت. او گفت: «همچنان كه سعدي به سير آفاق و انفس پرداخت و نتيجه گرفت كه قرار نيست همهچيز آرماني باشد و اگر به تغيير آنچه از آن ناراضي هستيد بپردازيد باز با نمونه ديگري روبهرو خواهيد شد كه رضايت كاملتان را در پي نداشته، من نيز در طول زندگي به اين نتيجه رسيدهام كه خيلي از حرفهاي آرماني چيزي جز خيال نيست و به همين دليل با سعدي بيشتر انس دارم تا با حافظ كه ميخواهد فلك را سقف بشكافد و طرحي نو دراندازد.»
سميعي افزود: «من متوجه شدهام كه انسان بايد در زندگياش گذشت و ايثار داشته باشد و خيلي از ضعفهاي ديگران را ببخشد، چرا كه خود همان فرد شايد دچار ضعفهاي بيشتري باشد. همه ما وقتي با گناه ديگران روبهرو ميشويم، خطاكار بودن خود را فراموش ميكنيم. اگر ماشين انديشهنگار وجود داشت، همه ما سرافكنده ميشديم، بنابراين چرا نبايد بخشيد؟ چرا بايد سختگيري كرد؟ چرا بايد در برابر خطاهاي ديگران به تندي جبهه گرفت؟ وقتي انسان زندگي را خوب تجربه كند به نتيجهاي جز تساهل نخواهد رسيد و تجربههايي كه در زندگي كسب كردهام تساهل را در من دروني كرده است.»
در پايان اين مراسم هدايايي به رسم يادبود از طرف شوراي عالي ويرايش و شهركتاب و دوستان استاد سميعي به وي اهدا شد. در اين مراسم نويسندگان و مترجماني چون ضيا موحد، محمد روشن، هوشنگ رهنما، اسماعيل سعادت، مهستي بحريني، مهشيد نونهالي، عليمحمد حقشناس، حسين معصوميهمداني، توفيق سبحاني، اصغر دادبه و... حضور داشتند.







در حرا چه گذشت؟
آیا "مسلمان سکولار" ممکن است؟
فرمان علیهِ فهم
نقد شبیه سازی تاریخی
اخلاق دشمنی
عقیده پرستی