گلشنی: معرفتشناسی قرآن وسيعتر از معرفتشناسی علمی است

مهدی گلشنی: تا دو سال پيش معتقد بوديم كه منظومه شمسی 9 سياره دارد، اما اكنون میگوييم كه هشت سياره دارد، دو سال پيش منجمان گفتند كه پلوتون ديگر جزو منظومه شمسی نيست، اگر بخواهيم همين چيزها را تطبيق دهيم بايد قرآن و احاديث و تعابيرمان از آنها را عوض كنيم. آن چيزی كه قرآن در مورد علم گفته آن چيزهايی است كه تغييرناپذير است.
«مهدی گلشنی»، عضو هيئت علمی دانشگاه صنعتی شريف، در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، در مورد برگزيده شدن كتاب «قرآن و علوم طبيعت» از سوی انجمن بينالمللی علم و دين، گفت: انجمن بينالمللی علم و دين كه دبيرخانهاش در دانشگاه كمبريج است، پروژهای را حدود يك سال پيش تصويب و تأييد كرد كه براساس اين پروژه از ميان كتابهايی كه در زمينه علم و دين در اديان مختلف؛ مانند اسلام، يهوديت، مسيحيت و... و حتی اديان غير ابراهيمی نوشته شده، تعدادی را به عنوان مرجع انتخاب كند كه هر كتابخانهای در سراسر جهان حداقل اين كتابها را به عنوان كتاب مرجع و اساسی داشته باشد.

نويسنده كتاب «علم و دين و معنويت در آستانه قرن بيست و يكم» افزود: حدود دو هزار كتاب توسط اين انجمن انتخاب شد كه از اين ميان، حدود 250 كتاب به عنوان كتب برتر و مرجع انتخاب شد و اينها در اختيار يك مرجعيت بينالمللی گذاشته شد تا هر كدام از اين كتابهای گزينش شده، توسط دانشمندان مختلف داوری شود و به مرحله نهايی برسد، تعداد كتابهايی كه به مرحله نهايی رسيد نزديك به دويست جلد كتاب است، تصميم گرفته شد كه با اختصاص بودجه كلانی اينها را به تمام كتابخانههای عمده دنيا ارسال كنند.
گلشنی در ادامه سخنانش تصريح كرد: همچنين قرار شد كه كتابی هم نوشته شود كه هر كدام از اين دويست جلد كتاب در حد يك مقاله در آن معرفی شود تا اين كتاب مجموعه معرفی اين دويست كتاب باشد. كتاب بنده با عنوان «قرآن و علوم طبيعت» را به يك فيزيكدان خارج از كشور ارجاع دادند و كتاب دانشمند ديگری را به بنده ارجاع دادند. اين بر اساس طرحی بود كه كتابخانههای اساسی و مهم علم و دين در سراسر كشور بايد اينها را داشته باشد.
عضو پيوسته فرهنگستان علوم در مورد زمان نگارش اين كتاب تصريح كرد: كتاب قرآن و علوم طبيعت در اوايل دهه 60 تنظيم، و همان وقت هم به عربی و انگليسی ترجمه شد و در سال 1367 اولين بار در نيويورك توسط دو دانشمند انگليسی به زبان انگليسی چاپ شد و در كشورهای ديگر به زبانهای مختلف ترجمه شد؛ زبان اندونزيايی ترجمه و تاكنون چهارده بار تجديد چاپ شده است، به زبانهای سواحيلی و تايلندی نيز ترجمه شده است. قبلا در بيروت به زبان عربی ترجمه شد و اخيرا با مقدمه شيخ محمد غزالی در مصر چاپ شده است؛ بنابراين اخيرا هم ترجمه آلمانیاش تمام شده كه در دست چاپ است و در كل میتوان گفت كه استقبال بينالمللی خوبی از اين كتاب شده است.
عضو مؤسسه انجمن بينالمللی علم و دين در مورد هدف و علت نگارش اين كتاب گفت: اين كتاب بر اساس اين نياز تدوين شد كه احساس میكردم تعريف علم و دين و رابطه اين دو خيلی خوب واضح و شفاف نيست، بعضیها علم را منحصر به علوم خاص شريعت؛ مانند فقه، اصول و... میدانند، بنده خواستم بگويم كه آن چيزی كه اسلام از ما خواسته، مفهوم خيلی وسيعتری دارد و شامل تقريبا همه آن چيزهايی میشود كه نيازهای جوامع اسلامی را برطرف میكند؛ بنابراين خيلی عام است و ضمنا آن علم هدف و ضوابطی دارد؛ يعنی نمیگذارد مسائلی منجر به تخريب طبيعت شود و بايد در خدمت نيازهای مشروع انسانها باشد و هدفش فهم آثار الهی در طبيعت است؛ بنابراين آن علتی كه قرآن اينقدر مسلمانها را به فراگرفتن علم و مطالعه طبيعت تشويق كرده و اينكه پيامبر(ص) فرمودند كه علم را بطلبيد، حتی اگر در چين باشد، بر چه اساسی است و فلسفه آن چيست و وجه مطلوبيت علم به معنای وسيع را تبيين كند.
رئيس سابق پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در ادامه سخنانش در مورد مباحث مختلف اين كتاب تأكيد كرد: مبحث اول اين كتاب در مورد اين موضوع است كه اصلا برداشتی كه از علم شده چه بوده است؟ بعضیها مانند غزالی اين علم را علیالاصول، اصول شريعت گرفتند و بعدا ديگرانی آمدند كه آن را وسعت دادند؛ مثلا آيتالله مطهری میگويد كه هر علمی كه جامعه اسلامی به آن نياز داشته باشد يك علم اسلامی است. بنابراين در واقع تبيين مسئله علم از نظر قرآن و حديث است.
گلشنی تصريح كرد: بخش دوم به اين موضوع میپردازد كه فلسفهای كه بر اساس آن، قرآن مسلمانها را به مطالعه طبيعت فراخواند، چيست؟ و بنده دو نكته عمده در اينجا مشخص كردم؛ يكی فهم آيات الهی در طبيعت است، ديگری رفع نيازهای جوامع اسلامی و اينكه جامعه اسلامی توحيدی، يك جامعه قوی باشد كه بتواند روی پای خود بايستد و از خودش دفاع كند.
مهدی گلشنی:
بعضیها علم را منحصر به علوم خاص شريعت مانند فقه، اصول و ... میدانند، بنده خواستم بگويم كه آن چيزی كه اسلام از ما خواسته يك مفهوم خيلی وسيعتری دارد و شامل تقريبا همه آن چيزهايی میشود كه نيازهای جوامع اسلامی را برطرف میكند
عضو آكادمی علوم جهان اسلام در مورد ديگر مباحث موجود در اين كتاب اظهار كرد: يك فصل اين اثر مربوط به رابطه علم و اخلاق است و فصل ديگر مربوط به رابطه علم و حكمت و فصل بعدی هم در مورد آياتی است كه به آيات علمی قرآن مشهورند و در اين آيات به پديدههای طبيعت اشاره شده است. در اين فصل به اين موضوع پرداخته شده است كه وجه اشاره اين آيات به پديدههای طبيعی چيست؟ يعنی منظور اين است كه آيا بايد تمام و ريز علوم را از قرآن استخراج كنيم و يا حكمت ديگری مد نظر است. فصل آخر اين اثر هم در مورد معرفتشناسی قرآنی است؛ يعنی از نظر قرآن تبيين كنيم كه معرفتشناسی چه مباحثی دارد و چه برداشتهايی از آن میشود و راههای كشف طبيعت و اصول حاكم بر مطالعه آن و... چيست؟
برنده جايزه درس علم و دين از بنياد تمپلتون آمريكا در ادامه سخنانش با اشاره به اهميت قرآن تصريح كرد: بنده فكر میكنم چيز عمدهای كه از قرآن كريم درك میكنيم، يكی اين است كه معرفتشناسی قرآن خيلی وسيعتر از معرفتشناسی علمی است؛ يعنی قرآن كانال فهم بشر را فقط محدود به حس نمیكند و فراتر از حس مینگرد و عمده قضيه اين است كه علم بايد همراه با حكمت باشد و... . توصيههای قرآن اين است كه علم با چه چيزی همراه باشد و در چه راهی به كار رود كه مفيد باشد و... .
عضو مركز الهيات و علوم طبيعی دانشگاه بركلی با تأكيد بر اينكه تعاليم معرفتشناسی قرآن راهگشا است، تأكيد كرد: تعاليم معرفتشناسی قرآن از اين جهت روشنیبخش است كه افراد علم را برای منافع مادی استفاده كنند، در واقع بصيرت انسان را زياد میكند و انسان بايد فهم خود از طبيعت را زياد كند، خداشناسی و معرفت به خداوند را افزايش دهد، اينكه قرآن كريم بعد از ذكر تعداد زيادی از آيات الهی میفرمايد كه فقط علما از خداوند خشيت دارند، وجهش اين است كه علما عظمت طبيعت را میفهمند و میبينند كه چيز سادهای نيست و امری اسرارآميز است، بيش از آن چيزی است كه در ظاهر به ذهن میآيد، خيلی وسيعتر و مهمتر و بالاتر از چيزی است كه در ظاهر به نظر میرسد.
نويسنده كتاب «از علم سكولار تا علم دينی» گفت: اكنون دانشمندان و مسلمان كشورهای اسلامی اين اهتمام را به قرآن ندارند. اين مباحثی كه بنده در كتاب قرآن و علوم طبيعت مطرح كردم، مباحث اوليهای است كه بايد تبيين شود؛ يعنی ديد قرآن نسبت به مطالعه طبيعت چيست؟ اصولا علم برای چيست؟ علم بايد با چه چيزهايی همراه باشد؟ علم بايد با اخلاق و حكمت همراه باشد؟ اينكه اصولا حد و حدود فهم بشر چقدر است و...، اينها خيلی میتواند به ما كمك كند، به نظرم آن مسائلی كه برای علم از ديدگاه قرآن ضروری به نظر میآيد را در اين كتاب ذكر كردم.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بيان اينكه در اين كتاب به دنبال تفسير علمی از قرآن كريم نبودم، تأكيد كرد: معتقدم كه امور علمی زودگذر هستند، شما امروز يك پديده علمی را میبينيد و در متن يك تئوری قرار میگيرد و بعد اين تئوری عوض میشود؛ بنابراين بنده به دنبال اين نيستم كه قرآن را با علم روز تطبيق دهم، ولی بنده فكر میكنم قرآن سرنخهايی از علوم به دست میدهد كه در مسيری كه علم طی میكند، میتواند خيلی راهگشا باشد، ما را از نتيجهگيریهای خيلی زودگذر و باريكبينانه بر حذر میدارد.
اين محقق و استاد دانشگاه، تفسير علمی موجود را ناقص دانست و گفت: اولويتی برای تفسير علمی به اين مدلی كه اكنون رايج است و... قائل نيستم و در مواردی هم با آن مخالفم. برای اينكه احساس میكنم كه خداوند خواسته كه خود ما با پای خودمان طبيعت را كشف كنيم، ولی چون ما معلوماتمان كم است و محدود هستيم، اصولی را قرآن بيان كرده كه اين اصول میتواند در اين راه تجربهای كه بقيه طی میكنند در راه تبيين تئوریها به ما كمك كند؛ يعنی روش علم را همين روش علم كه معمولا انجام میشود میدانم و احساس میكنم كه روش قرآنی به اين روش علوم موجود وسعت میدهد، نه اينكه اين را محدود كند.
نويسنده كتاب «تحليلی از ديدگاههای فلسفی فيزيكدانان معاصر» در مورد ديدگاههای افراطی در مورد تفسير علمی قرآن گفت: مثلا قائلان به تفسير علمی آمدند و «ذره» را كه در آيه «فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ» آمده با الكترون تطبيق دادند، چرا اين كار را كردند؟ چون در زمان فعلی الكترون كوچكترين ذره به نظر میآيد، ولی ما هيچ دليلی نداريم كه در پنجاه سال ديگر ذرهای كوچكتر از الكترون پيدا نكنيم يا اجزايی برای الكترون پيدا نكنيم. عدهای هم مانند «شيخ محمد عبده» بعضی از آيات قرآن را با اشعه ايكس و يا چيزهای ديگر تطبيق دادند، اينها با گذشت علم و پيشرفت علم عوض میشود و اين تطبيقها را نمیتوان انجام داد، علم روز خيلی گذرا است؛ يعنی درست است كه خيلی از مسائل را توضيح میدهد، ولی خيلی گذراست.
بنيانگذار گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شريف در پايان سخنانش تأكيد كرد: تا دو سال پيش معتقد بوديم كه منظومه شمسی 9 سياره دارد، اما اكنون میگوييم كه هشت سياره دارد، دو سال پيش منجمان گفتند كه پلوتون ديگر جزو منظومه شمسی نيست، اگر بخواهيم همين چيزها را تطبيق دهيم بايد قرآن و احاديث و تعابيرمان از آنها را عوض كنيم. آن چيزی كه قرآن در مورد علم گفته آن چيزهايی است كه تغييرناپذير است، آن اصول كلی است كه میتواند به ما در شناخت كمك كند و تغييرناپذير است. قرآن میتواند ديد معرفتشناسی به ما بدهد، ولی اصلا هدف اين بوده كه ما عظمت خلقت را درك كنيم و خودمان بايد طبيعت را جستجو كنيم و نظريهپردازی كنيم و... . در نظريهپردازی، قرآن میتواند در سطح جهانبينی به ما كمك كند كه چه چيزهايی را قبول كنيم و چه چيزهايی را قبول نكنيم، چون معلومات ما همواره محدود است.










در حرا چه گذشت؟
آیا "مسلمان سکولار" ممکن است؟
فرمان علیهِ فهم
نقد شبیه سازی تاریخی
اخلاق دشمنی
عقیده پرستی